
آینده صنایع ایران: چالشها و فرصتهای صنایع
صنایع و معادن: گذر از اقتصاد مبتنی بر سوختهای فسیلی به اقتصاد کمکربن، ساختار رقابت، زنجیرههای تأمین و الگوی سرمایهگذاری در صنایع ایران را به بازنگری جدی فراخوانده است.
چشمانداز کلی
ایران ظرفیت طبیعی و فنی برای پیشرانی گذار انرژی را دارد؛ تابش خورشیدی بالا، منابع بادی در مناطق خاص و شبکه نیروگاهی بزرگ فرصتی کمسابقه برای تولید برق پاک فراهم میکند. در عین حال روند افزایشی سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای پاک نشان میدهد کشورهایی که زودتر زیرساختهای تولید انرژی کمهزینه را شکل دهند، از مزایای رقابتی بلندمدت برخوردار خواهند شد. برای ظرفیت و رشد نوین در ایران شواهد آماری و تحلیلی موجود است که رشد نصب ظرفیت تجدیدپذیر را تأیید میکند.
چالش بنیادی
دوگانگی درآمدی و وابستگی تاریخی به صادرات انرژی فسیلی چالشی جدی است. هزینههای سرمایهگذاری در تبدیل خطوط تولید صنعتی به فناوریهای کمکربن اعم از برقرسانی پایدار، الکترولیزرهای تولید هیدروژن سبز و تجهیزات بازیافت انرژی، نیاز به منابع مالی بزرگ و ثبات سیاستگذاری دارد. کمبود نقدینگی، محدودیتهای مالی بینالمللی و ساختار یارانههای انرژی داخلی موجب میشود تا سرمایهگذاری خصوصی به تنهایی نتواند شتاب لازم را تأمین کند؛ بنابراین راهبری سیاست اقتصادی و ابزارهای مالی جدید حیاتیاند.
چالش فناوری و نیروی انسانی
تبدیل مقیاس تولید صنایع پایه مانند فولاد و سیمان به مسیرهای کمکربن نیازمند ترکیب فناوریهای نوین است؛ از برقیسازی فرایندها و استفاده از کورههای قوسالکتریکی گرفته تا تولید آهن با هیدروژن و استفاده از مواد جایگزین. پیادهسازی این فناوریها مستلزم نیروی انسانی ماهر، تأمین تجهیزات مدرن و همکاری با بازیگران بینالمللی برای انتقال فناوری است. ضعف در پیمانهای بینالمللی و محدودیتهای وارداتی میتواند سرعت نوسازی را کاهش دهد، در حالی که بازارهای همسایه و تقاضای منطقهای پتانسیل جذب محصول را حفظ میکنند.
هیدروژن سبز
یکی از فرصتهای استراتژیک برای صنایع ایران تولید هیدروژن سبز بر پایه برق تجدیدپذیر است. هیدروژن میتواند خوراک جایگزین در فولادسازی، پتروشیمی و حملونقل صنعتی باشد و همچنین کالایی صادراتی برای بازارهای نیازمند سوخت پاک به شمار رود. مطالعات اخیر نقاط قوت ایران در خورشید و بادی را به عنوان بستر تولید هیدروژن کمهزینه برجسته کردهاند؛ اما چالشهای عملیاتی شامل آب شیرین برای الکترولیز، سیستمهای MRV برای پایش انتشار و چارچوبهای تضمین کیفیت است که باید حل شوند. حمایت هدفمند دولت، تضمین خرید بلندمدت و شکلدهی به زنجیره لجستیک برای هیدروژن از پیشنیازهای توسعه است.
فشارهای تجاری و مقررات بینالمللی
مقررات جدیدی مانند مکانیسم تنظیم قیمت کربن مرزی اتحادیه اروپاCBAM، هزینه واردات محصولات پُرکربن را افزایش میدهد و از سالهای پیشرو تأثیر ملموسی بر صادرات فولاد، سیمان و آهن خواهد گذاشت. شرکتهایی که نتوانند انتشار محصول خود را گزارش، تایید و کاهش دهند با هزینههای اضافی و محدودیت دسترسی به بازارهای کلیدی مواجه خواهند شد. بنابراین صنایع ایران که متکی به بازارهای صادراتی هستند ناگزیر به ایجاد سیستمهای شفاف پایش، گزارش و اعتبارسنجی انتشار گازهای گلخانهای خواهند بود؛ این نیاز به برنامهریزی فنی و سرمایهای پیش از اعمال کامل مقررات دارد.
وضعیت فعلی صنایع پایه
نمونه فولاد نشان میدهد که اختلالات انرژی و مسأله هزینه تأمین برق میتوانند تولید را کاهش دهند و در نتیجه سودآوری و امکان سرمایهگذاری در پروژههای کمکربن را تضعیف کنند؛ گزارشهای بهروز حاکی از کاهش تولید فصلی هستند که بخشی از آن به محدودیتهای برقرسانی و مسائل زیرساختی مربوط میشود. در چنین فضایی، ترکیب تداوم تولید و راهاندازی طرحهای پاک نیازمند تضمین دسترسی مطمئن به برق پاک و مقرونبهصرفه است.
رقبا و بازیگران منطقهای و جهانی
رقبای منطقهای مانند ترکیه، عربستان سعودی و برخی کشورهای خاورمیانه جنوبی با سرمایهگذاری سنگین در انرژی تجدیدپذیر و زیرساختهای نگهداری هیدروژن در حال ایجاد مزیت هستند. همچنین بازیگران بزرگ فولاد و پتروشیمی جهانی در حال بازتولید زنجیره ارزش برای همسویی با بازارهای کمکربناند. ایران اگر بخواهد سهم بازار و ارزش افزوده را حفظ کند باید همزمان بر کاهش هزینههای تولید و توسعه محصولات با شدت کربن پایین تمرکز کند.
پیشنهادهای سیاستی و صنعتی
تمرکز بر پنج خط مداخلهای میتواند تغییرات ساختاری را شتاب دهد:
سیاستهای قیمتگذاری و انگیزشی: طراحی ابزارهای مالی، تضمین سفارشات خرید سبز و یارانه هدفمند برای پروژههای نمادین؛ سرمایهگذاری در شبکههای برق هوشمند و ذخیرهسازی برای تضمین دسترسی به برق پایدار در ساعات اوج؛ ایجاد نظام MRV ملی و همسوسازی با استانداردهای بینالمللی برای قبولشدن در بازارهای صادراتی؛ تسهیل واردات فناوری و بستههای تأمین مالی بینالمللی بهمنظور انتقال فناوریهای کمکربن؛ برنامهریزی آموزشی و تربیت نیروی انسانی برای مهارتهای مورد نیاز در تولید هیدروژن، الکترونیک قدرت و نگهداشت پیشبینانه.
بدین ترتیب، آینده صنایع ایران در عصر گذار انرژی تابع سه متغیر کلیدی است؛ سیاستگذاری هوشمند، سرمایهگذاری هدفمند و ظرفیت نوآوری صنعتی. کشور میتواند از مزیتهای طبیعی و نیروی انسانی خود برای تبدیل از صادرکننده خام انرژی به تولیدکننده محصولات صنعتی با شدت کربن پایین استفاده کند؛ اما این مسیر نیاز به شجاعت در اصلاح سیاستها، تسهیل روابط تجاری بینالمللی برای جذب فناوری و ایجاد چارچوبهای شفاف گزارشدهی و نظارت دارد. بیتوجهی به این روند میتواند به کنار ماندن از بازارهای پرارزش جهانی و افزایش هزینههای انطباق برای صنایع منجر شود، در حالی که اقدام هدفمند میتواند ایران را به بازیگری منطقهای در زنجیره ارزش انرژی کمکربن تبدیل کند.



