
مهاجرت مغزهای فنی ایران؛ فرسایش خاموش سرمایه انسانی در صنایع کلیدی
صنایع و معادن: ایران در سالهای اخیر شاهد پدیدهای کمصدا اما عمیق بوده است؛ مهاجرت نخبگان صنعتی و فنی. برخلاف گذشته که تمرکز مهاجرت بر جامعه دانشگاهی یا پزشکی بود، اکنون موجی تازه از مهندسان، تکنسینها و مدیران متخصص در صنایع کلیدی کشور به سمت بازارهای جهانی در حرکت است. از خطوط تولید فولاد و پتروشیمی گرفته تا شرکتهای دانشبنیان و کارخانههای تجهیزات پیشرفته، خروج نیروهای ماهر به آرامی پایههای فنی و دانشی تولید را تضعیف کرده است.
سرمایهای که بیصدا میرود
نخبگان صنعتی نهتنها در حوزه طراحی و تولید بلکه در مدیریت فرایندهای نوآورانه نقش حیاتی دارند. این گروه همان حلقه میانی توسعه صنعتیاند که میان فناوری و اجرا پل میزنند. بااینحال، کاهش امنیت شغلی، نبود نظام انگیزشی مؤثر و محدودیت در رشد حرفهای، سبب شده بسیاری از متخصصان ایرانی مسیر مهاجرت را برگزینند.
طبق دادههای مراکز پژوهشی بینالمللی، در سال ۲۰۲۵ سهم ایران از نیروی کار ماهر در بازارهای خلیج فارس و آسیای میانه افزایش چشمگیری یافته است. این آمار بهروشنی نشان میدهد که مهاجرت صنعتی دیگر پدیدهای محدود به قشر نخبگان دانشگاهی نیست، بلکه به لایههای فنی و اجرایی نیز سرایت کرده است.
فشارهای اقتصادی و بیثباتی محیط کسبوکار
عامل اصلی خروج نخبگان فنی را باید در ترکیب فشارهای اقتصادی و بیثباتی ساختاری جستوجو کرد. تورم مزمن، تغییر مداوم سیاستهای ارزی و صنعتی، و نبود افق روشن برای سرمایهگذاری، فضای تولید را برای متخصصان بیانگیزه کرده است.
در بسیاری از صنایع، دستمزدها با نرخ تورم همخوانی ندارد و مسیر پیشرفت شغلی شفاف نیست. این وضعیت موجب شده مهندسان و مدیران فنی، که در کشورهای همسایه با درآمد چندبرابر و امکانات حرفهایتر روبهرو هستند، تصمیم به خروج بگیرند.
تبعات پنهان در زنجیره تولید
مهاجرت نخبگان صنعتی فقط خروج نیروی انسانی نیست، بلکه خروج تجربه و دانش کاربردی است. جایگزینی چنین نیروهایی سالها زمان و هزینه نیاز دارد. صنایع مادر مانند فولاد، نفت، گاز، پتروشیمی و خودروسازی بیش از دیگر بخشها از این مهاجرت آسیب میبینند، زیرا کمبود نیروی متخصص موجب افت بهرهوری و کاهش کیفیت تولید میشود.
از سوی دیگر، شکاف نسلی میان نیروهای قدیمی و نسل جوان فنی نیز به چالش تازهای تبدیل شده است. نبود انتقال تجربه، چرخه دانش درونسازمانی را شکننده کرده و وابستگی به مشاوران خارجی را افزایش داده است.
ضرورت بازنگری در سیاستهای نگهداشت نخبگان
برای جلوگیری از ادامه این روند، سیاستهای حمایتی از نخبگان صنعتی باید فراتر از شعار باشد. ایجاد امنیت شغلی، تسهیل مسیر ارتقای شغلی، افزایش دستمزد متناسب با تورم و بهبود محیطهای کاری از ضروریات است. همچنین، پیوند میان دانشگاه، صنعت و سیاستگذاری باید تقویت شود تا متخصصان احساس کنند دانش و توان آنان در کشور قابل استفاده است. اگر این روند مهار نشود، مهاجرت نخبگان صنعتی میتواند به بحران مزمن کمبود مهارت در آینده نزدیک بینجامد؛ بحرانی که بازسازی آن سالها زمان خواهد برد.



