
شریانهای حیاتی صنعت
زنجیرههای تأمین جهانی به دلیل منازعات منطقهای، تحریمهای سیاسی و نوسانات ناگهانی (مانند بحرانهای دریای سرخ یا تنشهای کانال سوئز)، به شدت شکننده شدهاند.
صنایع و معادن
برای صنایع مادر ایران، که به شدت به صادرات محصولات فرآوریشده و واردات مواد اولیه کلیدی وابسته هستند، مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیک در لجستیک دیگر یک وظیفه جانبی نیست؛ بلکه یک الزام استراتژیک برای حفظ جریان تولید و دسترسی به بازارهای جهانی است. یک وقفه ناگهانی در یک مسیر دریایی یا یک مرز زمینی، میتواند منجر به توقف خطوط تولید، از دست رفتن قراردادها و تحمیل هزینههای سرسامآور انبارداری شود.
دفاع در برابر وقفه: تنوعبخشی و استراتژی بقا
استراتژی اصلی برای مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیک، تنوعبخشی مسیرها است. این استراتژی، وابستگی به یک مسیر ترانزیتی واحد (مانند آبراهههای سنتی دریایی) را کاهش میدهد و انعطافپذیری سیستم را در مواجهه با شوکها افزایش میدهد. برای ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، توسعه مسیرهای ترانزیتی جایگزین و جدید نه تنها یک استراتژی دفاعی، بلکه یک فرصت درآمدزایی عظیم است.
کاهش وابستگی به آبراهها: توسعه مسیرهای ترکیبی ریلی-زمینی میتواند زمان حملونقل را در مقایسه با مسیرهای دریایی طولانی به شدت کاهش دهد.
کاهش هزینههای بیمه: تنوع مسیرهای زمینی و ریلی، به ویژه در مناطقی که در معرض ریسکهای امنیتی یا جنگی قرار دارند، میتواند هزینههای گزاف بیمه حملونقل دریایی را کاهش دهد.
کریدور شمال-جنوب: پتانسیل پنهان آسیا-اروپا
مهمترین پروژه لجستیکی که میتواند ریسکهای ژئوپلیتیک و اقتصادی ایران را مدیریت کند، کریدور بینالمللی حملونقل شمال-جنوب است. این کریدور چندوجهی (دریایی، ریلی و جادهای) هند را از طریق ایران به روسیه، قفقاز و اروپا متصل میکند.
کاهش زمان حملونقل: زمان حمل کالا بین بمبئی و سن پترزبورگ را از حدود ۴۵-۶۰ روز (از طریق کانال سوئز) به حدود ۱۵ تا ۲۵ روز کاهش میدهد. این کاهش زمان، نه تنها هزینههای حملونقل را پایین میآورد، بلکه امکان واکنش سریعتر صنایع ایران را به تقاضاهای بازار فراهم میکند.
گذر از تحریم: این کریدور به شرکتهای ایرانی اجازه میدهد تا روابط تجاری خود را با کشورهای عضو (به ویژه روسیه و هند) تقویت کنند و تا حدی از محدودیتهای مرتبط با سیستمهای کشتیرانی تحت کنترل غرب عبور کنند.
مدلهای جهانی: انعطافپذیری و مقاومت؛ درس از بحرانها
کشورهای پیشرو، پس از بحرانهای اخیر، رویکرد لجستیکی خود را از کارایی(Efficiency) به سمت مقاومت(Resilience) تغییر دادهاند:
ذخیرهسازیهای استراتژیک: شرکتهای بزرگ معدنی و صنعتی در آمریکا و اروپا، موجودی مواد اولیه و قطعات یدکی حیاتی را افزایش دادهاند تا در صورت وقوع شوکهای ناگهانی ژئوپلیتیک، تولید آنها حداقل برای ۶۰ تا ۹۰ روز تضمین شود.
برنامهریزی سناریو (Scenario Planning): انجام شبیهسازیهای پیشرفته برای پیشبینی تأثیر توقف یک مسیر کلیدی (مثلاً توقف موقت خطوط لوله یا بسته شدن یک مرز) و آمادهسازی طرحهای جایگزین برای حملونقل فوری.
شریانهای حیاتی صنعت-ایران: چالشهای زیرساخت و هماهنگی
با وجود موقعیت استراتژیک، ایران در بهرهبرداری کامل از پتانسیل لجستیکی خود با موانع داخلی روبهرو است:
1- تکمیلنشدن زیرساخت ریلی: مهمترین گلوگاه در INSTC، عدم تکمیل برخی از بخشهای ریلی کلیدی (مانند مسیر رشت-آستارا) است که باعث میشود کالاها ناچار به تغییر شیوه حملونقل و افزایش زمان تخلیه و بارگیری مجدد شوند.
2- بوروکراسی مرزی و گمرکی: کُندی فرآیندهای گمرکی و عدم هماهنگی در پروتکلهای الکترونیکی مرزی با کشورهای همسایه (مانند ترکمنستان یا آذربایجان) باعث ایجاد صفهای طولانی و تأخیرهای غیرقابل پیشبینی میشود.
3- تأمین مالی: سرمایهگذاری هنگفت مورد نیاز برای نوسازی و توسعه بندرها، پایانههای ریلی و جادهای در مقیاس کریدورهای بینالمللی، نیازمند تأمین مالی پایدار داخلی و جذب سرمایههای خارجی است.



