
شطرنج ژئوپلیتیک
صنایع و معادن: دیپلماسی اقتصادی جهان از تمرکز صرف بر هیدروکربنها فاصله گرفته و به سمت کنترل منابع فلزات استراتژیک و عناصر حیاتی معطوف شده است. دیپلماسی معدنی عبارت است از بهکارگیری ابزارهای سیاسی، اقتصادی و تجاری برای تضمین دسترسی پایدار به مواد معدنی حیاتی و همچنین، تأمین بازارهای صادراتی برای محصولات معدنی فرآوریشده. این موضوع، به ویژه برای کشورهایی مانند ایران که دارای پتانسیل معدنی بالا اما چالشهای ژئوپلیتیک پیچیدهای هستند، اهمیت مضاعفی مییابد.
پیمانهای پنهان برای امنیت زنجیره تأمین
کشورهای صنعتی پیشرفته با درک آسیبپذیری خود در زنجیرههای تأمین، به سرعت در حال ایجاد ائتلافهای جدید هستند:
اتحاد معدنی غرب: ایالات متحده و اتحادیه اروپا با کشورهای دارای ذخایر غنی (مانند استرالیا، کانادا و شیلی) پیمانهای استراتژیک امضا کردهاند. هدف این پیمانها، کاهش وابستگی به تولیدکننده واحد (چین) و تضمین جریان دائمی لیتیوم، کبالت و عناصر نادر خاکی است. این دیپلماسیها اغلب شامل سرمایهگذاریهای مستقیم و تضمین خرید بلندمدت میشود.
کمربند و جاده معدنی چین: چین، سالهاست که با دیپلماسی خاموش در آفریقا و آمریکای لاتین، کنترل بخش قابل توجهی از معادن حیاتی را به دست آورده است. این رویکرد شامل اعطای وامهای زیرساختی بلندمدت در ازای حق امتیاز بهرهبرداری از ذخایر است.
شطرنج ژئوپلیتیک – ایران و فرصتهای مغفول: ذخایری میان تحریمها
ایران با داشتن ذخایر بزرگ و متنوعی از سنگ آهن، مس، روی و پتانسیل عناصر حیاتی، میتواند در نقش یک بازیگر کلیدی در منطقه ظاهر شود. اما دیپلماسی معدنی ایران با چالشهای ساختاری و خارجی روبهرو است:
تحریمها و محدودیت صادرات: مهمترین چالش، تحریمهای یکجانبه است که دسترسی شرکتهای بزرگ ایرانی به بازارهای اصلی جهانی و فاینانس بینالمللی برای توسعه پروژهها را قطع کرده است.
این امر، ایران را مجبور به تمرکز بر بازارهای خاص (مانند چین و کشورهای همسایه) کرده است، که قدرت چانهزنی ما را کاهش میدهد.
ناهماهنگی داخلی: نبود یک صدای واحد و استراتژی یکپارچه میان بخشهای دولتی و خصوصی، فرصتهای همکاری با کشورهای همسایه (مانند همکاریهای ریلی-لجستیکی با عراق، پاکستان و کشورهایCIS) را از بین برده است.
فرصتهای پیش رو: ایران میتواند با تمرکز بر دیپلماسی منطقهای، خود را به یک هاب فرآوری فلزات پایه برای آسیای میانه و قفقاز تبدیل کند. در ازای واردات مواد معدنی خام از این کشورها، ایران میتواند محصولات فرآوریشده با ارزش افزوده بالا را صادر کند.
ستون فقرات دیپلماسی: سرمایهگذاری و تکنولوژی
دیپلماسی معدنی موفق بر سه پایه استوار است:
1- سرمایهگذاری متقابل(Reciprocal Investment): کشورهای پیشرو تنها به دنبال خرید ماده خام نیستند، بلکه به دنبال سرمایهگذاری در بخش فرآوری و انتقال فناوری هستند. ایجاد شرایط جذاب برای سرمایهگذاران خارجی در بخشهایی که ایران فاقد تکنولوژی پیشرفته فرآوری است (مانند تولید آلومینیوم با مصرف انرژی پایین یا فرآوری لیتیوم)، ضروری است.
2- استانداردسازی و شفافیت: پذیرش استانداردهای بینالمللی در زمینه حاکمیت شرکتی(Governance)، ایمنی کار و کاهش اثرات زیستمحیطی(ESG)، اعتمادسازی در عرصه بینالمللی را تقویت کرده و راه را برای شراکتهای پایدار هموار میسازد.
دیپلماسی انرژی-معدن: ایران میتواند از موقعیت خود به عنوان یک قدرت انرژی برای تضمین دسترسی به بازارهای معدنی استفاده کند. تبادل گاز یا نفت با تکنولوژی و تجهیزات پیشرفته معدنی، یک ابزار چانهزنی قوی است.
ضرورت دکترین ملی
بدون تدوین یک دکترین ملی جامع دیپلماسی معدنی که چشمانداز ۲۰ ساله کشور را در زمینه اکتشاف، فرآوری و تجارت فلزات استراتژیک ترسیم کند، ایران همچنان در نقش یک صادرکننده مواد خام باقی خواهد ماند. حرکت از موضع ضعف ناشی از تحریم به سمت اتخاذ یک استراتژی قدرتمند منطقهای، کلید عبور از گلوگاههای فعلی است.



