
صنایع پاییندستی ایران؛ چرا خامفروشی مانع خلق ارزش افزوده و اشتغال پایدار شده است؟
صنایع و معادن: در سالهای اخیر، یکی از چالشهای بنیادین اقتصاد ایران، تکیه سنگین بر صادرات مواد خام و نیمهخام بوده است؛ وضعیتی که بخش صنایع پاییندستی را در سایهای بلند از خامفروشی قرار داده است. هرچند آمارهای رسمی سال ۲۰۲۵ نشان میدهد سهم ایران از تولید جهانی محصولات پتروشیمی، فولاد و معدنی افزایش یافته، اما در بخش فرآوری و تولید محصولات نهایی، فاصلهای عمیق با کشورهای پیشرو وجود دارد. این مقاله، با نگاهی تحلیلی و بر پایه دادههای جدید، وضعیت صنایع پاییندستی ایران را در مقایسه با اقتصادهای موفق آسیایی و اروپایی بررسی میکند.
حلقههای گمشده در زنجیره ارزش
صنایع پاییندستی بهعنوان بخش نهایی چرخه تولید، نقشی کلیدی در خلق ارزش افزوده و اشتغال پایدار دارند. در ایران اما ساختار خامفروشی، بخش زیادی از این ظرفیت را از بین برده است. سهم صنایع پاییندستی از کل صادرات صنعتی کشور، کمتر از ۱۵ درصد برآورد میشود؛ در حالیکه این رقم در کشورهای توسعهیافته به بیش از ۵۵ درصد میرسد. علت اصلی، نبود پیوندهای مؤثر میان تولید مواد اولیه و واحدهای فرآوری است. سیاستهای ناهماهنگ، محدودیت سرمایهگذاری خارجی، و هزینههای بالای فناوری باعث شدهاند بسیاری از بنگاهها در مرحله اولیه زنجیره متوقف شوند.
تکنولوژی، مزیت ازدسترفته
فناوری در صنایع پاییندستی ایران هنوز در مرحله سازگاری با تجهیزات قدیمی باقی مانده است. بهطور متوسط، میانگین نوسازی ماشینآلات در این بخش بیش از ۱۲ سال بهتعویق افتاده است. این در حالی است که در کره جنوبی و آلمان، بهروزرسانی تجهیزات هر پنج سال انجام میشود. عقبماندگی فناوری موجب کاهش بهرهوری انرژی و افزایش ضایعات تولید شده است. برخی برآوردها نشان میدهد که صنایع پاییندستی ایران تا ۳۰ درصد انرژی بیشتری نسبت به استاندارد جهانی مصرف میکنند. در نتیجه، مزیت نسبی در بخش انرژی ارزان نیز بهتدریج از میان رفته است.
سیاستگذاریهای متناقض
از دیگر عوامل رکود در بخش پاییندستی، نبود سیاست صنعتی منسجم است. نوسانات نرخ ارز، قیمتگذاری دستوری و محدودیت صادرات باعث شدهاند سرمایهگذاران تمایل کمی برای ورود به این بخش داشته باشند. در حالیکه کشورهایی مانند هند و ترکیه با اصلاح نظام تعرفهای و ایجاد مشوقهای مالیاتی، موفق به تقویت زنجیرههای صنعتی خود شدهاند، در ایران اغلب سیاستها بر حمایت از صنایع بالادستی متمرکز بوده است. همین تمرکز باعث شده ارزش واقعی منابع طبیعی در اقتصاد ملی تحقق پیدا نکند.
سرمایهای که به سمت خامفروشی میرود
بهجای سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی، بخش عمدهای از سرمایهها به صادرات مواد خام اختصاص مییابد. دادههای رسمی نشان میدهد بیش از ۷۰ درصد سرمایهگذاری جدید در بخش معدن و پتروشیمی ایران به توسعه استخراج و صادرات مواد اولیه مربوط است. این روند سبب شده فرصتهای شغلی با ارزش افزوده بالا ایجاد نشود. کشورهای پیشرو با ایجاد خوشههای صنعتی و پارکهای فناوری توانستهاند سرمایه را به بخشهای دانشبنیان هدایت کنند، اما در ایران نبود زیرساختهای فناورانه و ضعف نظام مالی مانع اصلی محسوب میشود.
آیندهای میان خام و صنعت
اگرچه ظرفیتهای عظیمی در بخش انرژی، معادن و نیروی انسانی وجود دارد، اما تداوم خامفروشی میتواند ایران را از رقابت در بازار جهانی بازدارد. آینده صنایع پاییندستی منوط به اصلاح سیاستهای کلان صنعتی، توسعه فناوریهای نو و ایجاد مشوق برای سرمایهگذاری خصوصی است. بدون این تحولات، فاصله ایران با کشورهایی مانند چین، ترکیه و مالزی بیش از پیش افزایش خواهد یافت و سهم واقعی کشور از زنجیره ارزش جهانی همچنان در سطح مواد اولیه باقی میماند.



