نبرد نرم؛ بورس در مقابل کریپتو؟

صنایع و معادن: در دنیای سرمایهگذاری معاصر، دیگر رقابت صرف میان سهام شرکتها و کالاهای سنتی نیست؛ بلکه پدیدهای نوظهور با نام رمزارزها یا همان کریپتوکارنسی، در یک دهه گذشته، به چالشی بنیادین برای بازارهای مالی سنتی همچون بورس جهانی و منطقهای بدل شده است. اما آیا این رقابت به حذف یکی و پیروزی دیگری ختم میشود؟ یا آنکه آینده، ترکیبی هوشمند از هر دو مسیر خواهد بود؟
حرکت بر دو مدار: سرمایهگذاری سنتی و دیجیتال
بازار بورس با قدمتی بیش از ۴۰۰ سال، ساختاری شفاف، تحت نظارت و مبتنی بر داراییهای واقعی دارد. از بورس والاستریت گرفته تا بورس تهران، سهام شرکتها، صندوقهای سرمایهگذاری و اوراق قرضه، ابزارهایی هستند که همواره مورد اعتماد نهادهای مالی، سرمایهگذاران حرفهای و دولتها بودهاند. در مقابل، بازار رمزارزها، با عمر کمتر از دو دهه، بهواسطه فناوری بلاکچین و با ادعای تمرکززدایی، امنیت و سرعت بالا، ظهورکرده و اکنون با بیش از ۲۵ هزار دارایی دیجیتال و ارزش بازاری بالغ بر ۲.۵ تریلیون دلار، بهعنوان یک جریان جدی در سرمایهگذاری جهانی پذیرفتهشده است. بیتکوین بهتنهایی نزدیک به نیمی از این ارزش را در اختیار دارد.
تقابل یا تکامل؟
تحلیلگران متفقالقولاند که رمزارزها نه تنها بهطور کامل جایگزین بورس نخواهند شد، بلکه در حال بازتعریف «پلتفرمهای سرمایهگذاری» هستند. بهعبارتی، بورس و کریپتو دو مدل متفاوت از اعتمادسازی مالیاند؛ یکی بر پایه قوانین و نظارت دولتی، دیگری بر بستر الگوریتم و فناوری توزیعشده.
در همین راستا، بسیاری از بورسهای جهانی از جمله بورس نیویورک(NYSE) و نزدک(NASDAQ) به پذیرش ETF های بیتکوین و اتریوم روی آوردهاند، و شرکتهای بزرگی مانند بلکراک نیز در حوزه داراییهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند. این خود نشانهای از نزدیکی این دو قلمرو است.
ایران؛ همزمان گرفتار و امیدوار
در ایران اما شرایط خاص و بازار سرمایه در سالهای اخیر با فراز و فرودهای متعدد مواجه بوده است. شاخص کل بورس تهران از قله دو میلیون و ۱۰۰ هزار واحد در سال ۱۴۰۲، به کمتر از ۱.۵ میلیون واحد در نیمه ۱۴۰۳ رسیده است. عواملی چون بیثباتی اقتصادی، ابهام در قوانین، محدودیتهای بینالمللی و فقدان ابزارهای نوین، بازار را آسیبپذیر کردهاند. در سوی دیگر، با وجود ممنوعیتهای مقطعی، حجم معاملات رمزارز در ایران (به صورت غیررسمی) در سال ۲۰۲۳ بین ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار برآورد شده است. اقبال جوانان به سرمایهگذاری در کریپتو، گسترش صرافیهای دیجیتال و فعالیت مزارع استخراج، ایران را به یکی از ده کشور فعال در حوزه رمزارز تبدیل کرده است. با این حال، نبود قانونگذاری شفاف، خطر کلاهبرداری، عدم اتصال رسمی به بازارهای جهانی و ریسکهای شدید نوسان قیمت، هنوز این صنعت را در سایه بیاعتمادی نگه داشته است.
نیاز به معماری جدید سرمایهگذاری
نه بازار بورس، با همه ساختارهایش، میتواند بینیاز از نوآوری باقی بماند، و نه رمزارزها، بدون نظم حقوقی و شفافیت، میتوانند به بلوغ اقتصادی برسند. آینده سرمایهگذاری بهجای حذف یکی، در پذیرش هر دو و ترکیب هوشمندشان خواهد بود. در ایران نیز، بازتعریف مقررات مالی، سرمایهگذاری در فناوریهای مالی(FinTech) و آموزش عمومی در حوزههای نوین، میتواند این تقابل ظاهری را به همافزایی واقعی تبدیل کند. زیرا سرمایه، چه سنتی و چه دیجیتال، اگر در مسیر درست هدایت شود، موتور توسعه پایدار خواهد بود.