جامعه

پروژه‌های نیمه‌تمام و بی‌ثباتی مدیران کوتاه‌عمر

بی‌ثباتی مدیران در صنعت ایران؛ ریشه پروژه‌های نیمه‌تمام و کاهش بهره‌وری

صنایع و معادن: صنعت ایران در دهه‌های اخیر با یک مشکل ساختاری روبه‌رو بوده است؛ تغییرات مکرر مدیریت و طول عمر کوتاه مدیران اجرایی موجب شده بسیاری از پروژه‌ها نیمه‌تمام باقی بمانند و منابع مالی و انسانی هدر برود. این پدیده نه تنها بهره‌وری را کاهش داده بلکه برنامه‌ریزی بلندمدت را با مشکل مواجه کرده است.

کوتاه‌عمرها، پروژه‌های نیمه‌کاره

تحلیل ساختار مدیریتی بنگاه‌های صنعتی نشان می‌دهد تغییرات مکرر مدیران اجرایی، پروژه‌ها را در چرخه توقف و شروع دوباره قرار می‌دهد. مدیران تازه، اهداف خود را دنبال می‌کنند و غالباً برنامه‌های پیشین را متوقف می‌سازند یا اصلاحاتی اعمال می‌کنند که اجرای پروژه‌ها را به تأخیر می‌اندازد. در نتیجه، سرمایه‌گذاری‌ها و منابع انسانی در طرح‌هایی هزینه می‌شوند که به بهره‌برداری نمی‌رسند.

تصمیم‌گیری شتاب‌زده

ناپایداری مدیریت موجب شتاب‌زدگی در تصمیم‌گیری‌ها می‌شود. مدیران کوتاه‌مدت، به جای تحلیل جامع و برنامه‌ریزی بلندمدت، به دنبال دستاوردهای سریع هستند تا عملکرد خود را اثبات کنند. این رویکرد اغلب به انتخاب پروژه‌های کم‌اثر یا پرهزینه منجر می‌شود و از لحاظ اقتصادی، بهره‌وری بنگاه را کاهش می‌دهد.

هزینه‌های مالی و انسانی

پروژه‌های نیمه‌تمام، علاوه بر زیان مالی، منابع انسانی را نیز هدر می‌دهند. کارکنان به دلیل تغییر مکرر اولویت‌ها و دستورها، انگیزه خود را از دست می‌دهند و دانش و تجربه انباشته‌شده در مسیر اجرای پروژه‌ها به فراموشی سپرده می‌شود. علاوه بر این، پیمانکاران و تأمین‌کنندگان با عدم تکمیل قراردادها مواجه شده و زنجیره تولید دچار وقفه می‌شود.

ضعف نظارت و سیاست‌گذاری

یکی دیگر از عوامل تشدیدکننده این پدیده، نبود نظارت مؤثر و ساختارهای حکمرانی شفاف است. در بسیاری از بنگاه‌ها، ارزیابی عملکرد مدیران و پیگیری اجرای پروژه‌ها به شکل مستقل انجام نمی‌شود و گزارش‌های پیشرفت اغلب جنبه تشریفاتی دارند. نبود استانداردهای ارزیابی و انگیزه‌دهی، چرخه ناکارآمد تصمیم‌گیری را تداوم می‌بخشد.

تجربه جهانی

کشورهای پیشرو، با تعیین دوره‌های مدیریتی مشخص، ارزیابی عملکرد مبتنی بر شاخص‌های کیفی و کمی و ایجاد کمیته‌های نظارتی مستقل، از تکرار این چرخه جلوگیری کرده‌اند. در ژاپن و آلمان، پروژه‌های صنعتی قبل از تغییر مدیریت به صورت شفاف مستندسازی می‌شوند و برنامه‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که قابلیت ادامه توسط مدیر بعدی را داشته باشند. این رویکرد موجب کاهش ریسک نیمه‌تمام ماندن پروژه‌ها و افزایش بهره‌وری کلی شده است.

راهکارها

برای اصلاح چرخه ناکارآمد مدیریتی در صنعت ایران، نخست باید ثبات مدیریتی و دوره‌های حداقلی مسئولیت برای مدیران اجرایی تعیین شود. تدوین استانداردهای ارزیابی عملکرد، ایجاد سامانه‌های پایش پیشرفت پروژه و ارتقای شفافیت تصمیم‌گیری نیز ضروری است. همچنین، مستندسازی فرآیندها و انتقال دانش بین مدیران، باعث می‌شود پروژه‌ها بدون وقفه ادامه یابند.

مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا