
زنجیره ارزش صنایع معدنی ایران؛ چرا معدن تا صنعت به هم نمیرسد؟
صنایع و معادن: در حالیکه جهان بهسرعت بهسمت زنجیرههای یکپارچه تولید حرکت کرده است، صنایع معدنی ایران همچنان در مرحله استخراج و خامفروشی متوقف ماندهاند. از مس و سنگآهن گرفته تا لیتیوم و عناصر نادر خاکی، بخش بزرگی از ظرفیت معدنی کشور بدون پیوند مؤثر با صنایع پاییندستی رها شده است. این شکاف ساختاری نهتنها مانع توسعه صنعتی، بلکه موجب اتلاف منابع طبیعی و فرصتهای اشتغال پایدار شده است.
گره در سیاستگذاری
بیشتر کارشناسان بر این باورند که ریشه اصلی بیزنجیرهبودن صنایع معدنی ایران در ضعف سیاستگذاری نهفته است. برنامههای توسعهای در چهار دهه گذشته عمدتاً بر افزایش استخراج تمرکز داشتهاند، نه بر تکمیل حلقههای فرآوری و تولید ارزش افزوده. در نبود نقشه جامع زنجیره معدن تا صنعت، هر بخش بهصورت جزیرهای عمل میکند. شرکتهای بزرگ دولتی و شبهدولتی نیز اغلب منافع کوتاهمدت خود را بر توسعه هماهنگ ترجیح دادهاند.
مالکیتهای سنگین و تصمیمهای کُند
ساختار مالکیت در بسیاری از شرکتهای معدنی ایران پیچیده و چندلایه است. حضور نهادهای عمومی، صندوقهای بازنشستگی و شرکتهای وابسته به دولت، فرآیند تصمیمگیری را کند و غیررقابتی کرده است. در چنین ساختاری، سرمایهگذاری بخش خصوصی در صنایع پاییندستی با ریسک بالا و بازده نامطمئن همراه میشود. در حالیکه در کشورهای پیشرو مانند استرالیا و شیلی، شرکتهای خصوصی با حمایت دولت و دسترسی آزاد به دادههای زمینشناسی توانستهاند زنجیرههای کامل از استخراج تا تولید باتری ایجاد کنند، در ایران همچنان فرآیند صدور مجوز و تأمین مالی طولانی و پیچیده است.
فناوریِ فراموششده
نبود فناوری روز در بخش فرآوری یکی دیگر از چالشهای اساسی است. بسیاری از کارخانههای معدنی ایران با ماشینآلات فرسوده و روشهای قدیمی کار میکنند و توان رقابت با استانداردهای زیستمحیطی جهانی را ندارند. نتیجه آنکه، بخشی از مواد معدنی استخراجشده بدون فرآوری بهصورت خام صادر میشود و کشور از سود چندبرابری صنایع پاییندستی بیبهره میماند. بهعنوان نمونه، در حوزه مس، ظرفیت تولید کاتد ایران بسیار کمتر از میزان استخراج کنسانتره است، در حالیکه کشورهایی مانند چین و هند توانستهاند با سرمایهگذاری در فناوری ذوب و پالایش، سهم عمدهای از بازار جهانی را در دست گیرند.
کمبود پیوند میان دانشگاه و صنعت
نظام آموزشی و پژوهشی کشور نیز کمتر با نیازهای واقعی صنعت معدن پیوند خورده است. طرحهای تحقیقاتی اغلب در مرحله آزمایشگاهی باقی میمانند و کمتر به تولید صنعتی تبدیل میشوند. این در حالی است که دانشگاههای استرالیا، کانادا و کره جنوبی با همکاری شرکتهای معدنی، مراکز نوآوری مشترک ایجاد کردهاند که به توسعه فناوریهای پاک، بازیافت پسماندهای معدنی و ارتقای بهرهوری انجامیده است. دانشگاههای استرالیا، کانادا و کره جنوبی در سالهای اخیر با مشارکت شرکتهای بزرگ معدنی، شبکهای از مراکز نوآوری مشترک را پایهگذاری کردهاند که هدف آن توسعه فناوریهای پاک و پایداری در بخش معدن است. این مراکز با تمرکز بر بازیافت پسماندهای معدنی، استفاده بهینه از انرژی و کاهش آلایندهها، توانستهاند مدل تازهای از همکاری میان علم و صنعت ارائه دهند. نتیجه این تعامل، افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای تولید و شکلگیری فناوریهای بومی در حوزه استخراج سبز است؛ الگویی که اکنون از سوی نهادهای بینالمللی بهعنوان یکی از موفقترین تجارب توسعه پایدار صنعتی مورد توجه قرار گرفته است.
انرژی ارزان، انگیزه کم
یکی از پارادوکسهای توسعه معدنی در ایران، انرژی ارزان است. هرچند در نگاه نخست، هزینه پایین انرژی مزیتی برای صنایع سنگین بهنظر میرسد، اما در عمل، انگیزه برای ارتقای بهرهوری و کاهش مصرف انرژی را از بین برده است. در کشورهای پیشرو، قیمت واقعی انرژی باعث شده صنایع معدنی بهسمت فناوریهای سبز و بهرهوری بالاتر حرکت کنند، اما در ایران، تداوم یارانههای انرژی و فقدان سیاستهای شفاف اقلیمی، مسیر تحول را کند کرده است.
راهی که میتوان پیمود
کارشناسان معتقدند شرط لازم برای ایجاد زنجیرههای کامل معدنی، اصلاح ساختار مالکیت، جذب سرمایهگذاری خارجی، توسعه فناوری بومی و هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر است. ایران با دارا بودن بیش از ۶۸ نوع ماده معدنی و ذخایر قابلتوجه، پتانسیل تبدیلشدن به قطب صنایع معدنی منطقه را دارد، اما تا زمانیکه این پتانسیل در چارچوب زنجیرههای ارزش فعال نشود، صادرات مواد خام جایگزین توسعه واقعی خواهد بود.



