چرخه حیات معدن

چرخه حیات معدن: از اکتشاف تا بازسازی پایدار و چالشهای زیستمحیطی در ایران
صنایع و معادن: بازسازی معادن به فرآیندی اطلاق میشود که طی آن زمین آشفته ناشی از فعالیتهای معدنی به شکلی ایمن، پایدار و مفید بازگردانده میشود. این فرآیند شامل مدیریت باطلهها، تثبیت شیبها، مدیریت آب و احیای پوشش گیاهی است. در چارچوب حکمرانی زیستمحیطی و اجتماعی(ESG)، تعهد به بازسازی معادن یک شاخص کلیدی برای ارزیابی ریسک شرکتهای معدنی است.
اصول سهگانه احیای پایدار
بازسازی موفق بر سه ستون فنی استوار است:
1- پایداری فیزیکی: این اصل شامل طراحی مجدد زمین، تثبیت شیبهای حفاری و کوهها برای جلوگیری از فرسایش و رانش زمین، و شکلدهی ایمن محل دفن باطلهها و سنگهای باطله است.
2- پایداری شیمیایی: حیاتیترین بخش، مدیریت زهاب اسیدی معدن(Acid Mine Drainage – AMD) است که یک ریسک زیستمحیطی طولانیمدت محسوب میشود. این فرآیند شامل پوشاندن مواد حاوی سولفید و استفاده از روشهای پسیو یا اکتیو (مانند تصفیه زیستی) برای خنثیسازی اسیدیته آبهای خروجی است.
3- احیای بیولوژیکی: شامل بازگرداندن پوشش گیاهی بومی منطقه و گونههای جانوری به منظور بازگرداندن ظرفیتهای اکولوژیک زمین. این امر اغلب نیازمند اصلاح خاک و استفاده از گونههای مقاوم و مناسب اقلیم است.
تضمین بقا: وثیقه محیطزیستی
بزرگترین چالش در بازسازی، تضمین منابع مالی کافی برای این تعهد بلندمدت است که ممکن است دههها پس از تعطیلی معدن ادامه یابد. مدلهای مالی نوین شامل موارد زیر است:
تضمینهای مالی اجباری: در کشورهای پیشرو، شرکتهای معدنی موظفاند قبل از شروع عملیات، مبلغی را به عنوان وثیقه در یک صندوق یا نهاد دولتی واریز کنند تا در صورت ورشکستگی یا تخلف، دولت منابع مالی لازم برای بازسازی را در اختیار داشته باشد.
تخصیص تدریجی هزینه: هزینههای بازسازی به طور برآوردی، در طول عمر اقتصادی معدن محاسبهشده و به عنوان یک هزینه استهلاکشده در صورتهای مالی شرکت لحاظ میشود.
استانداردهای بینالمللی
کشورهای دارای سابقه طولانی معدنکاری، مدلهای پیشرفتهای را توسعه دادهاند:
آمریکا و قانون بازسازی سطح زمینهای معدنی(SMCRA): این قانون شرکتها را ملزم میکند تا هر بخش از معدن که فعالیت استخراج در آن پایان یافت، بلافاصله بازسازی شود.
استرالیا و توسعه فناوریهای باطله خشک: استفاده از روشهای فیلتر فشاری و انباشت باطله خشک برای کاهش نیاز به سدهای بزرگ باطله و مدیریت بهتر زهابهای اسیدی.
ایران: چالشهای تأمین مالی و نظارت
1- تضمینهای ناکافی: مبلغ وثیقههای محیط زیستی اخذشده از معادن، اغلب متناسب با هزینه واقعی و کامل بازسازی پس از تعطیلی معدن نیست. این امر دولت را در آینده با بار مالی هنگفتی روبرو میسازد.
2- عدم تخصیص بودجه مجزا: هزینههای بازسازی اغلب به عنوان یک هزینه اضافی در نظرگرفته میشود تا یک سرمایهگذاری اساسی. فقدان ذخیرهسازی مالی هدفمند و تدریجی باعث میشود که شرکتها هنگام تعطیلی معدن، توانایی مالی لازم برای اجرای تعهدات را نداشته باشند.
3- فقدان دانش تخصصی: کمبود متخصصان فنی(مانند هیدرولوژیستهای معدنی، مهندسان احیای زیستی و متخصصان ژئوتکنیک) که بتوانند پروژههای بازسازی پیچیده (به ویژه مدیریت زهاب اسیدی) را به صورت علمی و بلندمدت طراحی و اجرا کنند.



