
نجات معادن و تونلها با هوش مصنوعی
صنایع و معادن: در عملیات معدنکاری روباز و تونلسازی، بزرگترین تهدید برای جان انسانها و سرمایههای کلان، ریسکهای ژئوتکنیکی نظیر ناپایداری شیبها، فروریزش تونل و رانش زمین است. این حوادث نه تنها میتوانند منجر به تلفات انسانی شوند، بلکه توقفهای طولانیمدت و خسارات مالی هنگفت را در پی دارند. در سال ۲۰۲۵، مدلهای کلاسیک مهندسی ژئوتکنیک که بر اساس دادههای محدود و فرضیات ساده بنا شدهاند، دیگر پاسخگوی نیازهای پیچیده معادن عمیق و بزرگ نیستند. اینجاست که یادگیری ماشین(Machine Learning – ML) و دادههای حسگرهای پیشرفته وارد عمل میشوند تا با پردازش حجم عظیمی از اطلاعات، یک حس ششم دیجیتال برای زمین ایجاد کنند.
هوش مصنوعی و ژئوتکنیک: فراتر از فرضیات ساده
مدلهای سنتی پایداری شیب، معمولاً بر اساس تحلیل تعادل حدی(Limit Equilibrium Analysis) و ضریب ایمنی ایستا عمل میکنند. در مقابل، مدلهای یادگیری ماشین (مانند شبکههای عصبی و ماشینهای بردار پشتیبان) میتوانند:
شناسایی الگوهای پیچیدهML : قادر است ارتباطات غیرخطی و پنهانی را میان متغیرهای متعدد (مانند رطوبت، شدت بارندگی، ارتعاشات ناشی از انفجار و خواص مکانیکی سنگ) پیدا کند که برای ذهن انسانی یا مدلهای خطی قابل درک نیستند.
پیشبینی احتمالاتی: مدلها به جای اعلام یک ضریب ایمنی واحد، میتوانند احتمال و زمان وقوع یک شکست را به صورت یک طیف احتمالاتی اعلام کنند که این امر به مدیران کمک میکند تا تصمیمات ریسکی خود را دقیقتر تنظیم کنند.
پایش لحظهای؛ سوخت هوش مصنوعی
مدلهای ML بدون دادههای باکیفیت و لحظهای کارایی ندارند. سنسورهای زیر، شریان حیاتی این مدلسازی است:
رادار و اسکن لیزری(LiDAR): پایش مداوم و از راه دور برای اندازهگیری جابهجاییهای سطحی بسیار کوچک (کمتر از چند میلیمتر) در دیوارههای شیب و سقف تونل.
پیزومترهای هوشمند: اندازهگیری لحظهای سطح آب زیرزمینی و فشار آب منفذی، که یک عامل حیاتی در کاهش پایداری سنگ است.
سنسورهای لرزهنگاری: ثبت ارتعاشات و نوسانات کوچک در ساختار سنگی که میتواند نشاندهنده شروع شکست باشد.
این دادهها از طریق شبکههای IoT به سیستم مرکزی ارسالشده و به صورت لحظهای برای آموزش و بهروزرسانی مدلهای ML استفاده میشوند.
کاربردهای حیاتی: شیب، رانش و ایمنی تونل
مدلسازی ژئوتکنیکی مبتنی بر ML تأثیر مستقیم بر امنیت و اقتصاد دارد:
معادن روباز: مدلها با پیشبینی دقیق پایداری شیب، به مهندسان اجازه میدهند تا زاویه شیب را بهینهسازی کنند.
تونلسازی و معادن زیرزمینی: با پردازش دادههای حفاری، ML میتواند نوع سنگ مورد انتظار در چند ده متری جلوی دستگاه TBM را پیشبینی کند و نوع حفاری و استحکامات مورد نیاز را قبل از رسیدن به منطقه خطر اعلام کند.
استانداردسازی پایش: ذهنیت دادهمحور
شرکتهای معدنی پیشرو در کانادا، استرالیا و شیلی، مدلهای یادگیری ماشین را به صورت استاندارد در نرمافزارهای خود گنجاندهاند. استراتژی آنها بر پایش مداوم به جای بازرسیهای دورهای متمرکز است. این شرکتها، سیستمهای هشدار خودکار را بر اساس خروجی مدلهای ML تنظیم میکنند تا در صورت عبور پیشبینیها از آستانه ریسک، عملیات فوراً متوقف شود و کارگران به منطقه امن هدایت شوند.
ایران: چالشهای سنسور و دانش تحلیل
پیادهسازی این مدلها در ایران با چالشهای مهمی روبهرو است:
کمبود زیرساخت سنسوری: بسیاری از معادن و پروژههای تونلسازی در ایران فاقد تجهیزات سنسوری پیشرفته، شبکههای ارتباطی پایدار(IoT) و سامانههای جمعآوری داده متمرکز هستند.
شکاف دانش دادهمحور: کمبود مهندسین ژئوتکنیک که علاوه بر دانش مهندسی، بر الگوریتمهای یادگیری ماشین و تحلیل دادههای بزرگ نیز مسلط باشند.
ساختارهای سنتی: مقاومت در برابر کنار گذاشتن مدلهای کلاسیک مهندسی و تکیه بر خروجی الگوریتمهای هوش مصنوعی (که نیازمند اعتماد بالایی به داده است).
تلفیق مهندسی و هوش مصنوعی
مدلسازی ژئوتکنیکی مبتنی برML، یک پیشرفت بزرگ در مدیریت ریسک معدنی است. این فناوری، پتانسیل تبدیل مهندسی ژئوتکنیک را از یک فرآیند واکنشی به یک فرآیند پیشبینانه دارد. برای ایران، این حوزه یک ضرورت حیاتی برای افزایش ایمنی، کاهش توقفهای تولید و بهینهسازی استخراج منابع است. سرمایهگذاری در بومیسازی سنسورها، تربیت نیروی انسانی میانرشتهای و ایجاد بسترهای ابری برای تحلیل دادههای معدنی، کلید موفقیت در تلفیق مهندسی سنتی و هوش مصنوعی برای مدیریت ریسکهای عمیق زمین است.



