انرژی

انرژی ناپایدار و ضربه‌ای که به کارخانه‌ها وارد می‌شود

صنایع و معادن: در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵، ایران با یکی از شدیدترین بحران‌های انرژی تاریخ معاصر خود روبه‌رو است؛ جایی که کمبود گاز و برق نه تنها زندگی روزمره را مختل کرده، بلکه پایه‌های تولید صنعتی را لرزانده است. کارخانه‌ها در بسیاری از استان‌ها به‌طور کامل یا جزئی تعطیل می‌شوند، زنجیره تأمین داخلی آسیب می‌بیند و هزینه‌های پنهان روزانه به ده‌ها هزار میلیارد تومان می‌رسد. این وضعیت در تضاد کامل با کشورهای صنعتی پیشرفته قرار دارد که در همان دوره، تأمین انرژی پایدار و قابل اعتماد را به عنوان ستون اصلی رقابت‌پذیری صنعتی حفظ کرده‌اند.
چرخه کمبود: از زمستان تا تابستان، بدون وقفه
زمستان ۱۴۰۴-۱۴۰۵ با کمبود روزانه بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز آغاز شد و در برخی روزها به ۶۰۰ میلیون مترمکعب نزدیک شد. این کسری، نیروگاه‌ها را مجبور به استفاده از سوخت‌های جایگزین مانند مازوت کرد که آلودگی هوا را به شدت افزایش داد و بازدهی تولید برق را کاهش داد. در نتیجه، بیش از ۱۳ نیروگاه از مدار خارج شدند و قطعی برق در بسیاری از مناطق صنعتی اجتناب‌ناپذیر شد.
تابستان ۱۴۰۵ نیز با کمبود برق تا ۲۵ هزار مگاوات (حدود یک سوم کل مصرف) همراه بود. گزارش‌های داخلی نشان می‌دهند که قطعی‌های روزانه در برخی استان‌ها به ۳-۴ ساعت رسید و بیش از ۵۰ درصد صنایع انرژی‌بر (فولاد، سیمان، پتروشیمی) با کاهش ظرفیت یا توقف کامل مواجه شدند. مرکز پژوهش‌های اتاق بازرگانی ایران برآورد کرده که هر روز قطعی برق، حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان زیان اقتصادی به بار می‌آورد که بیش از نیمی از آن به بخش صنعت تحمیل می‌شود. برخی برآوردها زیان سالانه صنایع را تا ۲۰ میلیارد دلار تخمین می‌زنند.
ضربه به تولید: زنجیره‌ای که پاره شد
صنایع مادر بیشترین آسیب را دیده‌اند. فولادسازان در اصفهان، یزد و خوزستان بیش از ۱۱۰ روز تولید را از دست دادند و زیان مستقیم آن‌ها به میلیاردها دلار رسید. پتروشیمی‌ها در زمستان با کمبود خوراک گاز مواجه شدند و بسیاری از واحدهای پایین‌دستی تعطیل یا نیمه‌تعطیل شدند. سیمان و سایر صنایع انرژی‌بر نیز با کاهش ۴۰-۵۰ درصدی ظرفیت روبه‌رو بودند. این وضعیت نه تنها تولید داخلی را کاهش داد، بلکه رقابت‌پذیری صادراتی را نابود کرد و زنجیره تأمین مواد اولیه و کالاهای نهایی را مختل نمود.
در مقابل، کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در سال‌های ۲۰۲۵-۲۰۲۶ با وجود فشارهای گذار انرژی، تأمین پایدار برق و گاز را حفظ کردند. میانگین قابلیت اطمینان شبکه برق در این کشورها بالای ۹۹.۹ درصد است و قطعی‌های برنامه‌ریزی‌نشده بسیار نادرند. سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های هوشمند، ذخیره‌سازی انرژی، انرژی‌های تجدیدپذیر و شبکه‌های پشتیبان، صنعت را از نوسانات فصلی مصون نگه داشته است. حتی در زمستان‌های سرد اروپا، اولویت تأمین گاز برای صنایع و خانوارها با سیاست‌های ذخیره‌سازی استراتژیک و تنوع‌بخشی منابع (LNG، نروژ، الجزایر) تضمین شد.
ریشه‌ها: ساختاری در برابر مدیریتی
بحران ایران ریشه در ترکیبی از عوامل دارد: زیرساخت فرسوده (با تلفات ۱۵-۲۰ درصدی در انتقال برق و گاز، دو برابر میانگین جهانی)، یارانه‌های گسترده انرژی که مصرف ناکارآمد را تشویق می‌کند، سرمایه‌گذاری ناکافی در توسعه میادین گازی (مانند فشارافزایی در پارس جنوبی)، رشد سریع تقاضا و تحریم‌هایی که دسترسی به فناوری و سرمایه خارجی را محدود کرده است.
در کشورهای صنعتی، مدیریت انرژی بر پایه تنوع منابع، بهره‌وری بالا، بازار رقابتی و سرمایه‌گذاری مداوم در فناوری‌های نوین (ذخیره‌سازی، شبکه هوشمند، انرژی‌های تجدیدپذیر) استوار است. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که این کشورها با وجود چالش‌های گذار انرژی، قطعی‌های گسترده صنعتی را تجربه نکرده‌اند و رشد تولید صنعتی‌شان در ۲۰۲۵-۲۰۲۶ مثبت باقی مانده است.
افق پیش رو: اصلاح یا ادامه بحران؟
برای خروج از این چرخه، ایران نیاز به رویکردی چندجانبه دارد: اصلاح یارانه‌ها به سمت هدفمندی، سرمایه‌گذاری فوری در فشارافزایی میادین گازی، توسعه تجدیدپذیرها (خورشیدی و بادی)، نوسازی شبکه انتقال و کاهش تلفات، و ایجاد مشوق برای بهره‌وری انرژی در صنایع. بدون این تغییرات، بحران انرژی نه تنها تولید را فلج می‌کند، بلکه رشد اقتصادی را منفی خواهد کرد.
کشورهای صنعتی نشان داده‌اند که انرژی پایدار، پیش‌نیاز صنعت رقابتی است. ایران با منابع عظیم خود می‌تواند این مسیر را طی کند، اما نیازمند اراده‌ای جدی برای اصلاحات ساختاری و دور شدن از مدیریت کوتاه‌مدت است. در غیر این صورت، چرخه کمبود و تعطیلی، آینده صنعتی کشور را به خطر خواهد انداخت.

مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا