
صنایع و معادن: اکنون صنعت سنگین جهان میان دو لبه قیچی تغییرات اقلیمی و بحرانهای ژئوپلیتیک انرژی گرفتار شده است. برای صنایع مادر نظیر فولاد و سیمان، انرژی تنها یک ورودی تولید نیست، بلکه حکم جریان خون در رگهای کارخانه را دارد. اصطلاح مرگ خاموش توصیف دقیقی از وضعیتی است که در آن ناترازی فصلی انرژی، نه تنها چرخهای تولید را متوقف میکند، بلکه باعث استهلاک جبرانناپذیر تجهیزات و از دست رفتن بازارهای صادراتی میشود. بر اساس گزارش نیمه اول سال ۲۰۲۶ آژانس بینالمللی انرژی، قطع برنامهریزینشده حاملهای انرژی در کشورهای در حال توسعه، سالانه خسارتی معادل ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی بخش صنعت را به همراه دارد.
مهار بحران در کشورهای پیشرو
کشورهای پیشرو صنعتی نظیر آلمان، کره جنوبی و چین در سال ۲۰۲۶ راهکارهای سنتی را کنار گذاشته و به سمت مدلهای انعطافپذیر حرکت کردهاند. در این کشورها، صنایع فولاد به جای وابستگی مطلق به شبکه سراسری، به قطبهای انرژی هیدروژنی و نیروگاههای خمار (Small Modular Reactors) متصل شدهاند.
بر اساس دادههای موسسه آهن و فولاد جهان، تولیدکنندگان پیشرو اکنون از تکنولوژی کوره قوس الکتریکی هوشمند استفاده میکنند که قادر است در زمان پیک مصرف، بار خود را به صورت خودکار کاهش داده و از ذخیرهسازهای عظیم باتری لیتیومی برای تداوم فرآیند استفاده کند. در این جوامع، قطع برق صنعت به معنای شکست کامل دیپلماسی انرژی تلقی میشود و دولتها با تعریف قراردادهای تأمین تضمینی، ریسک ناترازی را از دوش تولیدکننده برمیدارند.
فولاد و سیمان در محاصره قطعیهای فصلی
در ایران، داستان به کلی متفاوت و نگرانکننده است. صنعت فولاد و سیمان که ستون فقرات ارزآوری و توسعه زیرساختی کشور محسوب میشوند، در تابستان با کابوس قطع برق و در زمستان با بحران نرسیدن گاز دست و پنجه نرم میکنند. این ناترازی دوگانه، خساراتی فراتر از توقف تولید به همراه دارد:
خسارت سختافزاری به کورهها: در صنعت سیمان و فولاد، سرد و گرم شدن ناگهانی کوره (Thermal Shock) عمر مفید تجهیزات را به شدت کاهش داده و هزینههای تعمیر و نگهداری را تا ۵۰ درصد افزایش میدهد. آجر نسوز کورههای سیمان در اثر این نوسانات به سرعت تخریب میشود.
افت کیفیت و ضایعات تولید: توقف ناگهانی خط تولید در میانه فرآیند ذوب یا پخت، منجر به تولید محصولات خارج از استاندارد میشود که عملا جز ضایعات، ارزش دیگری ندارند.
سقوط در رتبهبندی جهانی: ایران که تا سالهای اخیر جزو ۱۰ تولیدکننده برتر فولاد جهان بود، به دلیل ناترازی انرژی در سال ۱۴۰۵ با چالش جدی در حفظ سهم بازار خود روبروست. خریداران خارجی به دلیل عدم اطمینان از زمان تحویل کالا، به سمت رقبایی مانند عمان و ترکیه متمایل شدهاند.
تحلیل اقتصادی سقوط در سکوت
آمارهای غیررسمی در بهار ۲۰۲۶ نشان میدهند که میانگین زمان توقف تولید در صنایع فولاد ایران به دلیل محدودیتهای انرژی، به بیش از ۹۰ روز در سال رسیده است. این یعنی یک فصل کامل از تقویم تولید حذف شده است. هزینه فرصت از دست رفته در این مدت، نه تنها سودآوری شرکتها را به مخاطره انداخته، بلکه باعث شده است تا بسیاری از پروژههای نوسازی تکنولوژی به دلیل نبود نقدینگی متوقف شوند.
در بخش سیمان، قطع گاز در زمستان منجر به افزایش استفاده از سوختهای جایگزین مانند مازوت شده که علاوه بر آسیبهای شدید زیستمحیطی، هزینههای لجستیک و فیلتراسیون کارخانهها را به شدت بالا برده است. این وضعیت زنجیرهای از تورم را در بخش مسکن و پروژههای عمرانی ایجاد کرده که دود آن مستقیما به چشم مصرفکننده نهایی میرود.
استراتژیهای نجات
برای برونرفت از این مرگ خاموش، صنعت ایران نیازمند یک انقلاب در پارادایم مدیریت انرژی است. راهکارهای پیشنهادی برای سال ۲۰۲۶ و بعد از آن شامل موارد زیر است:
۱- نهضت نیروگاهسازی خودگردان: صنایع بزرگ باید ملزم و تشویق شوند که حداقل ۵۰ درصد از برق مورد نیاز خود را از طریق نیروگاههای تجدیدپذیر یا سیکل ترکیبی اختصاصی تأمین کنند.۲- ذخیرهسازی استراتژیک گاز(SNG): ایجاد مخازن ذخیرهسازی گاز مایع در مجاورت کارخانههای بزرگ برای استفاده در پیکهای بحرانی زمستان. ۳- بازنگری در اقتصاد انرژی: تا زمانی که نرخ انرژی برای صنایع به صورت دستوری تعیین شود، انگیزهای برای بهرهوری و جایگزینی ماشینآلات فرسوده وجود نخواهد داشت. واقعیسازی قیمتها همراه با مشوقهای مالیاتی برای تکنولوژیهای کممصرف، تنها راه نجات است.


