
صنایع و معادن: تولید صنعتی در ایران در سالهای اخیر در شرایطی قرار گرفته که همزمان با فشارهای بیرونی، نوسانات انرژی، محدودیتهای مالی و اختلال در زنجیره تأمین داخلی مواجه است. تازهترین برآوردهای نهادهای پژوهشی از تداوم دورههای طولانی رکود در شاخص مدیران خرید و افت سفارشهای جدید حکایت دارد؛ نشانهای از اینکه مسئله تولید دیگر صرفاً چرخهای نیست، بلکه ساختاری شده است. در چنین وضعیتی، «نجات تولید» نه به معنای حمایت مقطعی، بلکه به معنای بازطراحی معماری اقتصاد صنعتی است.
شکنندگی زنجیرهها
یکی از مهمترین گلوگاهها در اقتصاد صنعتی ایران، وابستگی بالای تولید به نهادههای وارداتی و نوسانات ارزی است. تجربههای جهانی نیز نشان میدهد که در شرایط بحرانهای ژئواقتصادی، زنجیرههای تأمین به سرعت شکننده میشوند و اختلال در یک حلقه میتواند کل شبکه تولید را متوقف کند. در ایران، این شکنندگی به دلیل محدودیتهای انتقال فناوری و دشواری تأمین قطعات، اثر مضاعف دارد. در مقابل، کشورهایی مانند کره جنوبی و آلمان طی دهههای اخیر با سرمایهگذاری در تنوع تأمینکنندگان و توسعه صنایع پشتیبان، توانستهاند شدت این وابستگی را کاهش دهند.
انرژی و هزینه؛ گره دوم تولید
یکی دیگر از مسیرهای فشار بر تولید، ناترازی انرژی و هزینههای بالای تأمین آن است. صنایع انرژیبر در ایران بهطور همزمان با دو چالش مواجهاند: کمبود عرضه پایدار و عدم کارایی مصرف. در اقتصادهای صنعتی پیشرو، گذار به بهرهوری انرژی و قراردادهای بلندمدت تأمین برق و گاز صنعتی، بخشی از سیاست صنعتی محسوب میشود، نه یک انتخاب بنگاهی. در ایران اما، نبود قیمتگذاری پایدار و سرمایهگذاری ناکافی در نوسازی زیرساختها، هزینه تولید را غیرقابل پیشبینی کرده و تصمیمگیری سرمایهگذاری را دشوار کرده است.
تابآوری بهعنوان سیاست صنعتی
در سالهای اخیر، کشورها مفهوم «تابآوری صنعتی» را به محور سیاستگذاری خود تبدیل کردهاند. اتحادیه اروپا با سیاستهای صنعتی جدید خود تلاش کرده وابستگی به زنجیرههای دور را کاهش دهد و آمریکا نیز با بستههای سرمایهگذاری در صنایع راهبردی، تولید داخلی را تقویت کرده است. این رویکردها نشان میدهد که تولید دیگر صرفاً تابع مزیت نسبی نیست، بلکه تابع امنیت اقتصادی نیز هست. این تغییر نگاه، یک پیام روشن دارد: بدون سیاست صنعتی فعال، تولید در برابر شوکها دوام نمیآورد.
ایران؛ میان ظرفیتهای پنهان و محدودیتهای آشکار
اقتصاد ایران از نظر منابع طبیعی، نیروی انسانی و بازار داخلی، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه تولید دارد. با این حال، چالشهایی مانند دسترسی محدود به فناوریهای پیشرفته، ضعف در سرمایهگذاری تحقیق و توسعه و ناپایداری سیاستهای صنعتی، مانع بالفعل شدن این ظرفیتها شده است. از سوی دیگر، فشارهای بیرونی و محدودیتهای تجاری باعث شده بسیاری از بنگاهها به جای توسعه، بر «بقا» تمرکز کنند؛ وضعیتی که نوآوری را تضعیف و بهرهوری را پایین نگه میدارد.
بازطراحی سیاست صنعتی؛ از حمایت تا هدایت
مسیر نجات تولید در ایران نیازمند عبور از حمایتهای مقطعی به سمت سیاست صنعتی هدفمند است. این سیاست باید سه محور اصلی داشته باشد: ثبات در مقررات، تقویت زنجیرههای داخلی ارزش و اتصال هوشمند به بازارهای منطقهای. تجربه کشورهایی که از اقتصادهای کمدرآمد به اقتصادهای صنعتی تبدیل شدهاند نشان میدهد که نقش دولت در این مرحله نه حذف، بلکه «هدایتگری هوشمند» است. در این چارچوب، حمایت باید مشروط به ارتقای بهرهوری و نوآوری باشد، نه صرفاً حفظ ظرفیت تولید.
تولید در نقطه انتخاب
اقتصاد صنعتی ایران امروز در نقطهای ایستاده که انتخاب میان ادامه مسیر فعلی و بازطراحی ساختاری را اجتنابناپذیر کرده است. مسیر اول به معنای تداوم شکنندگی و رشد پایین بهرهوری است، و مسیر دوم مستلزم اصلاحات نهادی، سرمایهگذاری فناورانه و بازتعریف رابطه دولت و صنعت. نجات تولید نه یک پروژه کوتاهمدت، بلکه یک فرآیند بلندمدت بازسازی اعتماد، ثبات و پیشبینیپذیری در اقتصاد است؛ سه عنصری که بدون آنها هیچ صنعتی در اقتصاد پرریسک امروز دوام نخواهد آورد.
در کنار اصلاحات ساختاری، یکی از مسیرهای کمتر دیدهشده اما تعیینکننده برای نجات تولید در اقتصاد پرریسک ایران، «توسعه اکوسیستمهای خوشهای صنعتی» است. تجربه کشورهایی مانند ترکیه، چین و لهستان نشان میدهد که تمرکز جغرافیایی صنایع مرتبط در قالب خوشهها میتواند هزینه مبادله را کاهش داده، انتقال دانش را تسهیل کند و انعطافپذیری بنگاههای کوچک و متوسط را در برابر شوکهای اقتصادی افزایش دهد. در چنین الگویی، ارتباط نزدیک میان تأمینکنندگان، تولیدکنندگان و مراکز تحقیقاتی باعث شکلگیری چرخههای یادگیری سریعتر میشود.



