اقتصاداولین خبر

بازآرایی اقتصاد جهانی و جایگاه ایران

صنایع و معادن: اقتصاد جهانی دیگر شباهت چندانی به نظم سه دهه گذشته ندارد. زنجیره‌های تأمین، جریان سرمایه و حتی منطق تجارت، در حال بازآرایی بر اساس معیارهایی فراتر از هزینه و بهره‌وری هستند. گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که جهان وارد دوره‌ای از «نوسان ساختاری» شده است؛ دوره‌ای که در آن تاب‌آوری، امنیت و هم‌راستایی ژئوپلیتیک، جای کارایی مطلق را گرفته‌اند. این تغییر صرفاً یک چرخه اقتصادی نیست، بلکه نوعی بازتعریف در معماری اقتصاد جهانی است؛ بازتعریفی که در آن دولت‌ها دوباره به بازیگران اصلی سیاست صنعتی و تجارت تبدیل شده‌اند.
جهانِ قطعه‌قطعه؛ از یکپارچگی تا بلوک‌ها
تحلیل روندهای تجارت جهانی نشان می‌دهد که اقتصاد بین‌الملل به‌سمت چندپارگی و منطقه‌ای‌شدن حرکت می‌کند. رشد تجارت جهانی کند شده و مسیر سرمایه‌گذاری‌ها بیش از گذشته تابع ملاحظات سیاسی و امنیتی است. در این چارچوب، مفهوم «جهانی‌سازی» جای خود را به «جهانی‌سازی انتخابی» داده است؛ جایی که کشورها به‌جای حداکثرسازی بهره‌وری، به‌دنبال حداقل‌سازی ریسک هستند. نتیجه این تغییر، شکل‌گیری بلوک‌های اقتصادی رقیب و کاهش وابستگی متقابل بی‌قیدوشرط است.
قدرت‌های صنعتی؛ بازگشت دولت به مرکز
در این نظم جدید، سیاست صنعتی دوباره به ابزار اصلی رقابت تبدیل شده است. اقتصادهای بزرگ، از آمریکا تا اتحادیه اروپا و شرق آسیا، در حال استفاده از یارانه‌ها، محدودیت‌های تجاری و سرمایه‌گذاری‌های هدفمند برای حفظ مزیت‌های فناورانه خود هستند. در واقع، آنچه امروز مشاهده می‌شود، نه عقب‌نشینی دولت، بلکه بازگشت آن به قلب طراحی اقتصاد است؛ با این تفاوت که این‌بار هدف نه کنترل کامل، بلکه مدیریت ریسک و تضمین امنیت زنجیره ارزش است.
چین؛ نمونه‌ای از تمرکز صنعتی
چین همچنان یکی از محورهای اصلی این بازآرایی است. این کشور با اتکا به مقیاس تولید، شبکه تأمین عمیق و سرمایه‌گذاری سنگین دولتی، بخش بزرگی از تولید جهانی را در اختیار دارد و به‌سمت صنایع پیشرفته‌تر حرکت کرده است .
اما هم‌زمان، فشارهای بیرونی برای کاهش وابستگی به چین و سیاست‌های «چین+1»، نشانه‌ای از تلاش جهان برای بازتوزیع ریسک صنعتی است.
ایران؛ در نقطه برخورد ریسک و فرصت
ایران در این بازآرایی جهانی، در موقعیتی پیچیده قرار دارد. از یک‌سو، برخورداری از منابع انرژی، موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت معدنی، امکان ایفای نقش در زنجیره‌های منطقه‌ای را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، محدودیت‌های مالی، تحریم‌ها و نااطمینانی سیاستی، هزینه ورود به اقتصاد ایران را برای سرمایه جهانی افزایش داده است. در اقتصاد جدید، صرفِ داشتن منابع کافی نیست؛ «قابلیت اتصال به شبکه جهانی تولید» تعیین‌کننده است. و این همان نقطه‌ای است که ایران با چالش ساختاری مواجه می‌شود.
سرمایه در عصر انتخاب‌های سخت
سرمایه جهانی امروز در حال بازتنظیم اولویت‌های خود است. به‌جای بیشینه‌سازی سود کوتاه‌مدت، شرکت‌ها به‌دنبال اطمینان از استمرار تولید، امنیت انرژی و ثبات مقررات هستند. این تغییر، مسیر جریان سرمایه را از اقتصادهای پرریسک به سمت اقتصادهای قابل پیش‌بینی‌تر هدایت کرده است. در چنین شرایطی، کشورهایی موفق‌تر خواهند بود که بتوانند هم‌زمان سه عنصر را فراهم کنند: ثبات سیاستی، زیرساخت صنعتی و ادغام در شبکه‌های منطقه‌ای.
جهان جدید، قواعد جدید
بازآرایی اقتصاد جهانی به معنای پایان جهانی‌سازی نیست، بلکه به معنای تغییر شکل آن است. جهان از یک شبکه واحد به مجموعه‌ای از شبکه‌های موازی در حال حرکت است؛ شبکه‌هایی که هرکدام قواعد خاص خود را دارند. در این میان، جایگاه کشورها نه با منابع خام، بلکه با توانایی آن‌ها در مدیریت ریسک، جذب سرمایه و پیوند با زنجیره‌های ارزش جدید تعیین می‌شود. ایران نیز در این نظم جدید، در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند هم فرصت باشد و هم محدودیت؛ بسته به اینکه چگونه خود را با قواعد اقتصاد چندقطبی آینده تطبیق دهد.

مشاهده بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا